تبليغاتX

 

این قسمت نیازمند برنامه فلش است

Get Adobe Flash player

★●عشق،صلح و عدالت براي زندگي

سفر به دور دنيا توسط يك گروه ايراني در اعتراض به فقر ، بي عدالتي ، تبعيض انساني (عدم برابري حقوق زن و مرد) ، سوء استفاده از كودكان ، جنگ و كشتار انسانهاي بيگناه با پيام عشق ، صلح و عدالت براي زندگي
  بنام آنکه قلب آفرید تا عشق بورزیم  
  

مسیر پیاده روی

تاریخ

انفرادی توسط
تهران - قم

۱۵/۰۸/۱۳۸۲

سید مسعود طباطبائی

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر پیاده روی

تاریخ

گروهی توسط
قم - کربلا

۲۲/۰۱/۱۳۸۳

سید مسعود طباطبائی
مهرداد دهقان
اصغر خمسه

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر پیاده روی

تاریخ

انفرادی توسط
ایران - ترکیه

۱۵/۰۸/۱۳۸۳

سید مسعود طباطبائی

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر پیاده روی

تاریخ

انفرادی توسط
تهران - مشهد

۱۰/۱۰/۱۳۸۳

سید مسعود طباطبائی

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر پیاده روی

تاریخ

گروهی توسط
ایران - ترکیه

۳۱/۰۲/۱۳۸۴

سید مسعود طباطبائی
ژینوس داودی
امیر رضا صادقی
علی داودی
رسول محمدی
زنده یاد شهرام هاشم زاده

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر دوچرخه سواری

تاریخ

گروهی توسط
ترکیه - آلمان

۱۷/۰۱/۱۳۸۵

سید مسعود طباطبائی
علی داودی
ژینوس داودی

●●●●●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●

●●●●●●●●●●●●●●

مسیر پیاده روی

تاریخ

گروهی توسط
یونان - دور دنیا

۱۰/۱۰/۱۳۸۶

سید مسعود طباطبائی
علی داودی
امیرحسین ره پیما
امیرعلی منصوری مهر
مسیر آخر بعلت تصادف و ضربه مغزی شدن مترجم گروه امیرحسین ره پیما پس از گرفتن ویزای شینگن از سفارت کشور یونان به مرحله اجرا گذاشته نگردید . 

آنچه گذشت

با نگاهي به انسانيت تمام انسانهای نوع دوستي که برای اين طرح ارزش قائل شدن و ما را از لحاظ  روحی و معنوی شارژ نمودند تصميم گرفتيم در اراده مان دچار تردید نشویم و این شکست ها را پلی کنیم برای رسیدن به اهداف والای انسانی در جامعه و تا رسيدن به اهداف پيش بيني شده طرح را پيگيري كنيم و اين پيگيري بصورت مستمر با هزينه هاي شخصي توسط سرگروه تا امروز ادامه داشته به گفته شاعر

 بسیار سفر باید تا پخته شود خامی           صوفي نشود ساقي  تا سر نشكد جامي

و انسانيت هاي که در این سفرها شاهد آن بوديم ما را برای پایان این طرح مصمم تر نمود و مطمئن هستيم که با حمايتهای انسانهای سبز میتوانم این طرح را بپایان برسانیم .

 

لذا منتظر پیشنهادات و انتقادات سازنده شما میباشیم تا بتوانیم این طرح را با موفقیت به پایان برسانیم و از وجود گرم و انديشه سبز شما در آینده برای رسیدن به اهداف والای انسانی بهره کافی ببریم .

از انديشه هاي خود ما را بهره مند سازيد

قسمت اول

از مورخه 1/7/1382 طرح کمربند صلح جهاني به بنیاد جانبازان ، ریاست جمهوری ، وزارت خارجه ، وزارت کشور ، سازمان تربیت بدنی ، سازمان ملل . سازمان اکو و سازمان یونسکو و ...... ارائه و اعلام نموديم در مورخه 15/8/82 طرح آغاز میشود .

در آغاز طرح مورد تمجید فراوان قرار گرفت و اعلام شد طرح باید مورد بررسی قرار بگیرد و نیاز به زمان بیشتری دارد ولی پس بعد از گذشت يكماه و نيم  و ارائه طرح به مسئولین و طی فراز و نشیبهای اداری و قول های مساعدت مسئولین طبق برنامه ريزي گروه پشتیبانی ( حامیان مردمی ) که دعوت از دوستان هنرمند و خبرنگاران را جهت شرکت در مراسم هماهنگ نموده بودند  در مورخه 15/08/1382از بهشت زهرا قطعه شهدای گمنام و قطعه هنرمندان با حضور جمعی از هنرمندان سینما . تلویزیون و خبرنگاران داخلی اجراي طرح رسمآ آغاز گردید .

روز اول ساعت استارت : 17:00

پس از طی مسافتی حدودا 7 کیلومتر شب را در کنار رستورانی چادر زدم و روز بعد پس از طی مسافتی بالغ بر 40 کیلومتر شب را در پمپ بنزین اول اتوبان اطراق نمودم و روز دوم نیز با طی مسافتی بالغ بر 40 کیلومتر شب را در پمپ بنزین دوم اطراق نمودم و روز سوم پس از طی مسافتی بالغ بر 25 کیلومتر بخاطر عدم اطلاع کافی از روش و اصول پیاده روی و سنگینی کوله پشتی به وزن تقریبی 40 کیلو و راه پیمائی روزانه 40 کیلومتر و فشار بیش از حد کوله پشتی به زانوي پاي چپم که قبلا مورد اثابت ترکش قرار گرفته بود دچار آسیب دیدگی شدم که با آمبولانس به بیمارستانی در قم اعزام شدم و پس از مداوای سطحی و استراحت شبانه مجددآ روز بعد به محلی که دچار آسیب دیدگی شده بودم برگشتم و از آنجا به راهم ادامه دادم و مسیر باقی مانده را طی کردم و وارد شهر قم شدم و مورد استقبال پرشور مردم و مسئولین بنیاد شهید و شبکه های خبری قرار گرفتم و بعد مراسم بخاطر درد شدید از ناحیه زانوی پای چپ به پزشک مراجعه نمودم و طبق نظر دکتر ارتوپد بخاطر فشار وارده به پایم یک هفته استراحت مطلق برایم تجویز شد و برای معالجه طرح را متوقف کردم و جهت ادامه مداوا به تهران آمدم و به متخصین مختلفی مراجعه نمودم و قرار شد توسط دکتر ؟ از ناحیه زانو در بیمارستان ساسان مورد عمل جراحی موضعی آترسکوپی قرار بگيرم و طبق نظر پزشک معالج قرار بود نهایتا با یک عمل کوچک و در آوردن ترکش از زير كشكك زانو و زدن يك الي دو بخیه مشکلم بر طرف ميشود و بعد از دو روز استراحت به راه پیمائیم ادامه دهم ولی متاسفانه بعد از عمل متوجه شدم حدودآ 20 بخیه به پایم زده شده و بعد از عمل در زمان حرکت با مشکل مواجعه میشدم . ( متاسفانه تاکنون سال 1388 هنوز پایم بهبود كامل نیافته ) خلاصه با پای عمل کرده تا تاریخ 28/12/1382 جهت گرفتن نتيجه به سازمان های مورد اشاره مراجعه نمودم ولی جواب قطعي داده نشد و از این طرح و اراده قوی من جهت انجام چنین حرکت بزرگ و فوق العاده اي فقط تعریف و تمجید ميشد و قرار شد به راهمان ادامه دهیم تا طرح در شوراهای مختلف مطرح گردد و نتیجه را به ما اعلام کنند ولی متاسفانه بخاطر سیستم بروکراسی حاکم بر ادارات و جابجائی مسئولین جوابی به ما داده نشد ....!!  پایان مرحله اول

 

قسمت دوم

از شهر قم تا شهر مرزی مهران

حتی یک شب هم در چادر نخوابيديم میهمان انسانهاي نوع دوست و خونگرم مسیرمان بودیم .

بعد از گذشت 5 ماه و به تعویق افتادن طرح تصمیم گرفتم مجددآ به همراه دوتن از دوستانم بنام آقایان مهرداد دهقان و اصغر خمسه طرح را ادامه دهیم و در مورخه 22/1/ 1383 با پائی که بهبودی نیافته بود از شهر قم با حضور خبرنگاران صدا و سیما ادامه طرح را آغاز و به قصد زیارت بسمت کربلا حرکت نمائيم .

گروه در شهرها و روستاها با استقبال بسيار شور انگيز و آغوش خونگرم و مهربان مردم نوع دوست كشورمان كه با عشق ، انسانيت ، نوع دوستي ، درك بالا و ارزشهاي انساني در آميخته بود روبرو ميشديم كه بيان ، تفسير و ديدن اين لحظه ها ما را بيشتر مصمم مينمود تا اين حركت انساني را ادامه دهيم و با تهيه فيلم به دنيا نشان بدهيم كه تمام اقشار ايران براي حركت هاي انسان دوستانه و صلح طلبانه چه ارزش بالاي قائل ميشوند .

آیا میشود اين همه احساس پاک انسانها نسبت به هدف های انسانی و صلح طلبانه را فراموش نمود . هرگز ......................

لذا پس از رسیدن به شهر مهران اجازه خروج از مرز به این گروه تحت هیچ شرایطی داده نشد......!؟ بعد از طی این مسافت با پای پیاده مجبور شديم تا كربلا را به هر طریق ممکن به پایان برسانیم .

لذا در تاریخ 12/02/1383 در حرم حضرت علی (ع) با حضور خبرنگاران صدا و سیمای ایران پایان این مرحله را نیز اعلام کردیم . پایان مرحله دوم

تهران   قم                    قم   كربلا                   تهران   مشهد

هيچ وقت لطف انسانهای که در مسیر : »» تهران - قم »» ابراهيم آباد - شعوه - اراک - شازند - آستانه - هندودر - مالمیر - چالانچولان - پست امدادی هلال احمر دو راهی درود - زاغه - طالقان - گيشان اكبر آباد - خرم آباد - کوهدشت - سرابله - ایلام - مهران »» تهران – جارجرود – رودهن – بومهن – آبعلي – آب عكس – آمل – بابل – گرگان – ساري - بجنورد – قوچان – مشهد و دیگر عزیزانی که به ما شد قابل جبران نیست و یاد و خاطره عزیزانی که لحظات زیبا و به یاد ماندنی را در کنارشان بودیم را هرگز از یاد نخواهیم برد و قطره هاي نوشيده شده از درياي بيكران انسانيت شان را پاس ميداريم و به عشق تمام انسانهاي سبز انديش تلاش خواهيم كرد اين حركت تاريخي را به نام اين مردم ايران در تاريخ جاودانه نمائيم .  پایان مرحله دوم

  

قسمت سوم

بعد از پیاده روی تهران - قم           قم – کربلا 

پس از بازگشت مجددآ جهت دريافت نتيجه بررسي طرح با سازمانها و ارگانهای متفاوت نامه نگاری انجام داده شد ولی متاسفانه زمان مراجعه جهت گرفتن نتیجه می گفتند این طرح باید در شوراهای مختلف مطرح گردد و فقط از چنین حرکتی تعریف و تمجید میشد و با ناباوری میگفتند مگر یک انسان میتواند دور دنیا را پیاده برود حال اینکه این فرد یک مجروح 65% جنگ باشد ؟ بخاطر اینکه این طرح برای اولین بار در تاریخ داشت به مرحله اجرا گذاشته میشد برای خیلی ها پایان این حرکت دور از تصور بود !! بهر صورت مسئولین قول دادن بعد از بررسی طرح نتيجه را به ما اعلام نمايند . و ما نيز مجددآ تصمیم به اجرای طرح را گرفتيم و با فروش خانه ، ماشين ، موبايل شخصیم و در اولین سالگرد آغاز طرح 15/08/1383 از مرز بازرگان وارد کشور ترکیه شديم که متاسفانه بخاطر سرقت ششهزاردلار از بودجه در نظر گرفته شده برای این سفر مجبور به بازگشت به ایران و تجدید قوای مالی اجراي طرح در اولین فرصت شديم . پایان مرحله سوم

 

قسمت چهارم

بعد از اجرای سه مرحله   تهران – قم       قم - کربلا       ایران – ترکیه 

 پس از بازگشت مجددآ جهت ادامه طرح به تمام جاهائي که طرح را ارائه نموده بودم مراجعه نمودم ولی متاسفانه هیچگونه جواب قابل قبولی به ما داده نشد و اعلام شد طرح هنوز در دست بررسی میباشد و نیاز به زمان بیشتری دارد تا نتیجه آن را اعلام نمائیم لذا بعد از گذشت چند ماه تصمیم گرفتم مسیر تهران تا مشهد را به مناسبت عید غدیر خم و در ادامه از مشهد تا بم را بخاطر سالگرد زلزله غم بار بم پیاده و بصورت انفرادی طی نمایم .

این پیاده روی نیز تا مشهد (متاسفانه در این سفر بخاطر سرقت دوربین فلیمبرداری و عکاسی نتوانستم لحظات این سفر را ثبت کنم ) با موفقیت بپایان رسید ولی بخاطر مهیا نمودن مسائل مالی جهت ادامه طرح پایانی که تصمیم داشتيم در فروردین سال 1384مجددا آغاز نمائیم نتوانستم مسیر مشهد تا بم را پیاده طی کنم لذا برگشتم تا شرایط را برای رسیدن به جام جهانی 2006 آلمان و بازیهای 2008 المپیک چین آماده کنم . پایان مرحله چهارم

  

قسمت پنجم

جام جهانی آلمان2006 و المپیک۲۰۰۸ پکن

بعد از سفرهای 

 تهران -  قم      قم -  کربلا      ایران – ترکیه     تهران -  مشهد   

 پس از مراجعه به تهران مجددا جهت گرفتن نتيجه با بنیاد جانبازان . ریاست جمهوری . سازمان تربیت بدنی نامه نگاری مجددی را انجام دادم که این نامه نگاری و دوندگیها نیز نتیجه ای در بر نداشت و هيچگونه جواب قطعي نگرفتیم . به هر صورت با تجدید قوای مالی شخصی .... به همراه گروه جدیدی متشكل از خانم داودی و آقایان علی داودی ، امیر رضا صادقی ، رسول محمدی تصمیم به ادامه طرح را گرفتیم و برای رسیدن به جام جهانی 2006 آلمان و بازیهای المپيك 2008 پکن در تاریخ 30/02/1384 مجددا از شهر مرزی بازرگان بسمت کشور ترکیه با حضور خبرنگاران صدا و سیما طرح را آغاز نمودیم و در شهر ماكو و بازرگان مورد استقبال پرشور مردم  قرار گرفتيم و پس از وارد به کشور ترکیه درهمان آغاز پياده روي مورد استقبال و توجه شبکه های خبری و روزنامه هاي مختلف خارجی قرار گرفتیم و گروه در اولین استراحت در شهر مرزی دوبایزید مورد لطف مردم قرار گرفت و در طی مسیر نیز ژاندارم کشور ترکیه لطف بسیاری به این گروه نمود و فرمانده محترم پادگان ژاندارم واحد مرزی سالسوی از این گروه جَهت صرف شام دعوت نمود که با کمال میل پذيرفتيم و شام را در کنار فرمانده و یگان مربوطه در محیطی کاملا دوستانه صرف نموديم و موقع خواب خارج پادگان چادر زديم و صبح بدستور فرمانده محترم پادگان برای گروه صبحانه ای تدارک دیده شد كه بعد از صرف صبحانه به گروه پيشنهاد گرديد به خاطر عدم امنیت کافی در جاده تا قسمتي را با ماشین طی نمائیم و ........ این مشکل با گروه همراه بود تا با چند راننده ایرانی تریلر ترانزیت بنام آقایان بهنام . عین ا...  و علی که خبر راهپیمائی این گروه را از رادیو شنیده بودند در مسیر آشنا شدیم بعد از مطرح نمودن مشکلمان آنها با انسانیت و نوع دوستي شان و با کمال میل ما را با تریلرهای ترانزیت خود تا  تیر پارک شهر سوشهری ( که صاحب آن از انسانهای خوب و نادر دیگر این زمانه بنام آقای معمر بود) رساندند و شب را در استراحتگاه آقای معمر اطراق نمودیم و با دوستان جدیدمان تا پاسی از شب گذشته مشغول صحبت و شعر خوندان شديم که در این حین آقای صادقی با خواندن شعر ترکی بنام استکانه تک المیشم همه را به حال و هوای دیگری برد و من ناگهان من چشمم به آقای معمر افتاد که دارد آرام آرام اشک میریزد پس از اینکه شعر تمام شد از طریق دوستان از ایشان سئوال نمودم شما چرا گریه میکردی ایشان در کمال تفکر به من پاسخ داد واقعِِِِا انسانها در تنهائی غم بزرگی را توی دلشان سنگيني ميكند و من برای شما از صمیم قلب دعا میکنم در این راه هیچوقت تنها نمانید و با موفقیت به این هدف والای انسانی برسید و من نیز از هر گونه کمکی به شما در این راه دریغ نخواهم نمود و واقعا این انسان شریف کمکهای قابل قبولی از لحاظ معنوي به این گروه نمود که همیشه ما را مجذوب انسانیت خیش و دوست ارجمند آقای اردوغان که صاحب هتلی در شهر بنام شاهین هتل بود نمودند و با این عملشان به ما ثابت کردند هنوز واژه انسانیت و نوع دوستی بین انسانها زنده است و فقط همتی میخواهد تا تمام ملل دنیا با صلح و دوستی و تبادل افکار در کنار يكديگر با عدالت زندگی نمایند .                     

فردای آن روز بارندگی و سرمای شدیدی را به همراه داشت که چند روز به طول انجامید لذا با مشورت گروهی به این نتیجه رسیدیم که باید وسیله ای تهیه گردد تا گروه در چنین آب و هوای نیز بتواند به پیاده روی در مسیر ادامه دهد و قرار شد برای برطرف کردن این مشكل دو نفر به ایران برگردند و ماشینی جهت پشتیبانی خریداری و کارهای لازم جهت عبور از مرزهای آنرا انجام دهند به اين ترتيب جهت خرید ماشین من و آقای داودی به ایران برگشتیم و هنگام ورود در مرز ایران با یکی از دوستان بنام آقای شهرام هاشم زاده که در کشور ترکیه در بین راه آشنا شده بودیم برخورد نمودیم و ایشان با اعلام آمادگی جهت همراهی گروه در این سفر به ما ملحق گردید و ما بعد از تحقیق های لازم به یکدستگاه ماشین در پارکینگ گمرک بازرگان رسیدیم و پس از صحبت های اولیه و مطرح نمودن موضوع سفرمان با صاحب ماشین ایشان گفتند ماشین هیچگونه ایرادی فنی ندارد و شما باید فقط روغنش عوض کنید و ما چون نمیتوانستیم قبل از خرید ماشین را از پارکینگ گمرک ایران خارج نمائیم و با اعتماد به ایشان و تائید رئیس وقت گمرگ بازرگان که ایشان را معرفی نموده بودند اقدام به خرید یکدستگاه ماشین مرسدس بنز به شرط سالم بودن از آقای همت بازرگانی که ساکن شهر ماکو ساكن بود کردیم و پس از اینکه وکالت ماشین بنام زده شد برای ترجمه و تائید مدارک به ارومیه و تهران رفتیم و پس از انجام کارهای اداری و تائید مدارک توسط وزارت خارجه به شهر بازرگان جهت ترخیص ماشین مراجعه نمودیم که پس از اجازه های لازم و ترخیص ماشین متوجه شدیم که ماشین حرکت نمی کند و بهر صورت با آوردن مکانیک اعلام شد که گیربگس ماشین خراب است و باید کاملا عوض شود لذا به آقای همت بازرگانی مراجعه نمودیم و ماجرا را توضیح دادیم ولی ایشان به هیچ عنوان زیر بار این موضوع نرفت و تحت هیچ شرایطی حاضر نشد ماشین را پس بگیرد و پول ما را بدهد و گمرک بازرگان نیز جهت تعمیر اجازه خروج ماشین را نمیداد لذا بخاطر این حرکت غیر انسانی صاحب ماشين مجبور شدیم خودمان  جهت تهیه و تعویض گیربکس ماشین اقدام کنیم لذا به پدر گرامی و محترم آقای شهرام هاشم زاده عضو جدید گروه (( مرحوم آقای بایرام هاشم زاده که بعدا دارفانی را ترک نمودند . روحش شاد )) پول دادیم و از ایشان خواهش نمودیم تا از تبریز گیربکس کامل و دست دوم تهیه نماید و ما نیز در این زمان بتوانیم روموکی را جهت وصل به ماشین برای حمل آذوقه و مایحتاج گروه بسازیم ایشان به تبریز رفتند و ما نیز با کمک دوستان مرحوم بایرام هاشم زاده و لطف مردم خوب شهر ماکو مشغول ساخت روموک شدیم . پس از تهیه گیربکس و حمل آن به داخل گمرک جهت تعویض به مکانیک آشنا به امور بنز مراجعه نمودیم که پس از تلاش بسیار ایشان را رازی نمودیم با سختیهای فراوان این کار را با دستمزد بالاتر و در داخل گمرک بازرگان انجام دهند بهر صورت ایشان پذیرفتند و خلاصه ماشین با هزینه های سنگین پیش بینی نشده آماده استفاده شده و بعد از گذشت یکماه و اندی از بازگشت به ایران آماده پیوستن به گروه شدیم و هدایائی را به پاس تشكر از دوستان ترک مان در شهرسوشهری که در این مدت پذیرائی گرمی از اعضاء گروه کرده بودند تهیه نمودیم و بخاطر گرانی شدید در کشور ترکیه بعد از تهیه آذوقه و مایحتاج حدود شش ماه گروه به کشور ترکیه وارد شدیم ولی متاسفانه بعد از خروج از ایران ماشین دوباره از قسمت گیربکس دچار مشکل شد و بیشتر از 40 کیلومتر در ساعت حرکت نمیکرد و ما با سرعت 40 کلیومتر به راهمان ادامه دادیم و پس از دو روز به دوستانمان در شهر سوشهری ملحق شدیم و پس از تقدیم هدایا به دوستان خوبمان آقایان معمر و اردوغان به پاس قدرداني از لطف این عزیزان که در این مدت برای گروه زحمات زیادی کشیده بودند تشکر قدردانی نمودیم و براي حركت آماده ميشديم كه متاسفانه با یک سری هزینه های پیش بینی نشده و متفرقه مثل هزينه مکالمه تلفن گروه به ایران که 525 دلار بود و هزینه های دیگر مواجع شديم که با پرداخت هزینه ها آماده راهپیمائی میشدیم که خانم داودی با اعلام خبر تقاضاي ازدواج غیره منتظره شان در ايران تصمیم به جدائی از گروه را گرفتند و قرار شد برادرشان تا مرز ایران ایشان راهمراهی کند و سپس به گروه بپیوند بعد از جدا شدن خانم داودی آماده پیاده روی بودیم که اداره اوقاف ترکیه از گروه جهت صرف نهار دعوت بعمل آورد و بعد از صرف نهار مسئول محترم اداره اوقاف شهرسوشهری با کمک500 دلار به گروه روحیه تازه ای به ما داد که این حمایت سبز نیز لطف دیگری از طرف دوستان خوب ترک مان بود لیکن با قلبی مالامال ازغم جدائی دوستان خوبمان در شهرسوشهری پیاده روی را آغاز نمودیم و پس از چند روز پیاده روی برادر خانم داودی نیز به گروه ملحق شد و گروه طبق برنامه به راهپیمائی ادامه میداد و روزها در مسیر مورد استقبال مردم بسیار مهربان و میهمان نواز و مسئولین محترم محلی کشور ترکیه قرار میگرفت و آنها درس انسانیت و نوع دوستی را به ما می آموختند و ما نیز یکی یکی شهرها و روستاها را پشت سر میگذاشتیم که ماشین دچار مشكل کلی گیربکس شد و گروه نیز دچار مشكلات جانبي شد که مجبور شدیم با ماشین تا آنکارا را طی کنیم و جهت حل مشكلاتمان به سفارت ایران مراجعه کنیم که متاسفانه سفارت برای حل مشکل مالی گروه فقط 200 دلار به ما کمک کرد که ما فقط برای رفت و آمد به سفارت چند برابر آن مبلغ را هزینه کرده بودیم . لذا دیگه نه راه رفت داشتیم نه پول برگشت خلاصه جهت پول بنزین مسیر آنکارا تا ایران با مشکلات و سختیهای فراوانی در مسیر روبرو گردیدیم که مجــــبـــور به فروختن بعضی لوازم و آذوقه های سفرمان مثل قند ، شـکر و ..... شدیــم تا توانـستیم خودمان را به بــعد از شـهر ارزروم استراحتگاهی بنام مجید برسانیم و در آنجا بخاطر تمام شدن بنزین ماشین صاحب استراحتگاه لطف بزرگی به ما نمود و 35 لیتر بنزین به ما قرض داد که اين عمل نشان از انسانیتش داشت و قرار شد تا در سفر بعدی پول بنزینش را بدهیم و خلاصه تا 100 كيلومتر مانده به مرز ایران آمدیم و دوباره بنزین ماشین داشت تمام میشد که مجبور شدم برای تهیه بنزین دو حلقه رینگ و لاستيك زاپاس ماشین را نیز بفروشـــيــم و بدون زاپاس خودمان را تا مرز ایران برسانيم و با تحمل تمام این سختیها توانستيم به ایران بازگرديم و پس از بازگشت مجددا بخاطر قوانين گمرك به ما اجازه داده نشد ماشین را جهت تعمیر به شهر تبریز بیاوریم لذا مجبور شدیم ماشین را در پارکینگ گمرک بازرگان پارک نمائیم و بعد از گذشت چند ماه از زمان ورود به ایران بخاطر و پیگیری و مراجعه های مکرر پیرامون دريافت نتيجه جهت آغاز مجدد طرح در تهران و نداشتن زمان کافی جهت ورود و خروج مجدد ماشین از مرز ماشین پشتیبانی توسط  گمرک بازرگان متروکه و مصادره گردید و ما آخرین وسیله مان را برای پشتیبانی از گروه در سفر بعدی از دست دادیم ! لذا پس از چند مرحله اقدام به پیاده روی و عدم موفقیت در اجرای طرح بخاطر عدم هماهنگيهاي لازم و تقبل هزینه های سرسام آور و سنگین مجددا طرح را برای دريافت نتيجه به دفتر ریاست جمهوری ،سازمان تربیت بدنی ، مجلس شورای اسلامی ، مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارخانه ایران خودرو ، کارخانه سایپا و ...... جهت جذب حمایت و اسپانسر ارائه نمودم که نتیجه اش شش ماه دوندگی بیهوده ای بود که در سازمان تربیت بدنی و ..... انجام دادم و در تاریخ 25/12/1383 سازمان تربیت بدنی به اجراي اين طرح جواب منفی ( كپي كليه نامه ها در آرشيو گروه موجود ميباشد ) وبا ارتباط آن به سازمان ایرانگردی و جهانگردی خط سیاهی به تمام تلاش های چند ساله ام کشید ولی در اراده ام جهت اجرای طرح هیچگونه خلالی بوجود نیامد و بخاطر از دست دادن زمان جهت رسیدن با پای پیاده به جام جهانی تصمیم گرفتم مجددا با تامین هزینه شخصی 3 عدد دوچرخه خریداری نموده تا بتوانیم بهمراه خانم داودی و آقای داودی زمان از دست رفته را با رکاب زدن جبران کنیم و خودمان را به جام جهانی 2006 آلمان برسانیم تا بعد از پایان بازیها بسمت بازیهای 2008 چین مجددا با پای پیاده طرح را ادامه دهیم . پایان مرحله پنجم

  

قسمت ششم

در تاریخ 17/01/1385 با بدرقه جمعی از دوستان با قطار عازم کشور ترکیه شدیم و جهت گرفتن ویزا به سفارت های مربوطه در آنکارا مراجعه نمودیم تا با دوچرخه از مسیر یونان ، آلبانی ، ایتالیا ، اتریش وارد آلمان شویم ولی زمانی که منتظر جواب سفارت بودیم دچار تنگی نفس شدید شدم و از ناحیه پا دچار آسيب دیدگی و مو برداشتن در مچ پا شدم و بخاطر مداوا مجبور به بازگشت به ایران شدیم و پس از بازگشت تحت عمل جراحی قرار گرفتم و پای راستم نیز گچ گرفته شد و به همین دلیل با تقبل هزینه های سنگین مجددا از ادامه سفر باز ماندیم .  پایان مرحله ششم

  

  
  پيشنهادات و انتقادات شما سروران گرامي  
  
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس وب :
* آدرس ایمیل:
* گزينه پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز

  
  فرم اعلام همفكري با طرح كمربند صلح جهاني و عضویت در گروه انسانهاي سبز GPG  
  
◄ گزينه انتخاب نمائيد
◄ نام ، نام خانوادگي
◄ سال تولد
◄ آدرس وب
◄ آدرس ايميل
◄ مليت
◄ شهر سكونت
◄ تلفن با كد شهر
◄ تلقن همراه
◄ تلقن همراه
◄ نام معرف شما
◄ انديشه شما جهت تشكيل سازماني مردمي پيرامون فعاليتهاي انسان دوستانه و پيشبرد اهداف گروه

  
قابل توجه : عضويت در گروه انسانهاي سبز شامل پرداخت هيچگونه هزينه اي نميگردد . لذا خواهشمند است از پرداخت هرگونه وجه نقدي و غيره تحت عناوين ، حق عضويت ، كمك مالي و .... به اشخاص حقيقي و حقوقي خوداري نمائيد . با شما سبز ميمانيم